می ری با شوهری دنبال خونه ای که دیدین پسندیدین! جاش دوره...البته از نظر من که دنیام اون قدر کوچیکه که بین ۲ میدون تجریش و سیدخندان خلاصه میشه و حالا باید برم شمال غرب تهران!! اون دوردورا....حس بزرگ شدن تموم وجودم رو لبریز از شادی و هیجان میکنه...آخه گفتم که من هنوز توی دوردورای بچگیام جا موندم...حالا یه دختر ظاهراً ۲۵ ساله و باطنا خدا میدونه چندساله باید خودش خونه داشته باشه...
میای خونه...خسته ای...مامان بابات رفتن عیادت عمو ایرج... لباستو درمیاری..ساعت ۹ شبه..به پسرداییت و دخترخاله های شوهری قول دادی شب برین بیرون...فکر میکنی چی فکر می کنن اگه برای دهمین بار برنامشون رو کنسل کنی؟؟ جای مامان میشی و شام درست میکنی!! زنگ میزنی به مامانت تا احوال عمو ایرج رو بپرسی که میگن دکتر ازش قطع امید کرده... بغض میکنی و بغض میکنی...شوهری بغلت میکنه و تو گریه میکنی...صورتت خیس اشک ميشه.. لباس شوهری هم... گریه میکنی...بغض میکنی و لب برمیچینی.. شوهری بغلت میکنه..آروم موهاتو نوازش میکنه و مثل بچه ها آروم میزنه پشتت..توی شونه های مردونش گم میشی...خیلی کوچولوتری ازش و اینو دوست داری! گریه هات آروم میشه...شوهری همین جوری بغلت کرده و نازت کرده... تازه قبلشم گفته غصه پول خونه رو هیچ نخوری...تازه گفته همین روزا شام میرین یه جای خوب..تازه میفهمم واقعاً نمیذاره آب تو دلم تکون بخوره...وقتی دنبال خونه بودیم چه قدر کیف میداد که تموم مشخصاتی که واسم مهم بود رو در نظر داشت...
و عمو ایرج امروز فوت میکنه...و روز عشق ایرانی میشه روز فوت عمو ایرج ایران پرست...و تو هنوز چشمات پر از اشکه...پر از اشک و پر از اشک....و تو سر کار بودی که خبرو شنیدی و شوهری نبود که بغلت کنه....عمو ایرج مطمئنم جات جای خوبیه ولی نبودنت توی این دنیا دلمو میسوزونه...خیلی بهت افتخار میکردم.... به ادبت..به علاقهات به ایران... به شیک پوشیت...به تمیزیت...و به قلب مهربونت... و من عید امسال رو دوست ندارم...چون دوم فروردین هر سال به رسم فامیل همه خونه شما بودیم و بساط شادی به راه بود..اما بی تو...... هیچ وقت فرصت نشد تا بهت بگم من بهت افتخار میکنم...همونجوری که خواهری افتخار میکنه بهت..همونجوری گلناز و آویشا و رضا و بهارک و بهراد و همه جوونای فامیل بهت افتخار میکنن..دوست دارم...جات توی قلبم همیشه خالی میمونه...همیشه..
پی نوشت ۱: عمو ایرج پسر عمه پدرمه و برام بیشتر از یک عمو هست..
پی نوشت ۲: غم دنیا به دلمه..
