۱. سلام.. می گن سلام سلامتی میاره! پس سلام! سال نوتون مبارک..همیشه شاد و سلامت باشید..
۲. بابت تاخیری که داشتم عذر می خوام! عروس شدنه و هزار و یک جور مشغله! کلی حرف برای گفتن دارم از کجا باید شروع کنم؟؟
۳. بیکاریم عالم خودشو داره!! تمام تلاشم جهت پیدا کردن شغل مورد علاقه ام بی نتیجه بود.. اما تا دنیا می گرده منم امید دارم که کاری مناسب با درامدی مناسب پیدا کنم.. این همه ثروت و خوبی توی دنیا یه سهمیشم مال من و شوهری! از بزرگی و ثروت خدا که کم نمی شه!
۴. ۲ تجربه جدید: من تا امروز فکر می کردم که وقتی من توی یه روز با همه مشکل دارم مشکل از خودمه! اما امروز فهمیدم که می تونه مشکل از همه باشه!!! دوم اینکه من کشف کردم که وقتی از موقعیتی می ترسم و ازش فراریم برای تموم شدن تمام استرس هام حتما باید در اون موقعیت قرار بگیرم.. عاشق این جمله شدم: مرگ یک بار! شیون یک بار!!
۵. نوروز خوب بود.. و جز روز ۱۳ به در بقیه روزها سعی کردم مناسب خواست شوهری باشه... این یه فدارکاری نبود.. با تمام وجود از شادی شوهری شاد می شدم..
۶. کارهام به لطف خدا و همت پدر و مادر گلم رو به اتمامه.. چه قدر بیشتر دارم به این جمله ایمان میارم که فقط توی شرایط ویژه زندگی هست که آدما خودشون رو به تو نشون می دن.. چه حرف خوبی که هیچ کس مثل پدر و مادر و خواهر دلسوز نیست.. چه قدر دلم از بعضی از نزدیکانم گرفته..
۷. شوهری ماموریت گرگانه..هفته آینده ام داره ۸ روزی میره چین ماموریت و من از الان دلتنگم... این عشقه یا عادت؟؟ شایدم ترکیبی از این دو تا! بابا می گه این اخت گرفتنه که برخلاف عادت هیچ چیز بدی نیست..
۸. من بازم دلتنگ خدا هستم! حس می کنم از دستم دلگیره... چی کار کنم که از دل خدا دربیارم؟؟
۹. ارزش کادو و هدیه به گرون بودنش نیست.. اما چرا یک هدیه خوب مثل یک عیدی خوب و گرون این همه منو خوشحال کرد؟؟ نمی خوام دروغ بگم که یک شاخه گلم اندازه یک عینک ورساچه شیک منو خوشحال می کرد..
۱۰. این روزها حسم ملسه.. نه شیرین و نه تلخ.. ولی این حس ملسم شیرینی خودشو داره... دوست دارم زودتر به امید و یاری خدا آخر اردیبهشت بشه و هیچ مشکلی پیش نیاد..
۱۱. پدربزرگ شوهری مریضه..من خیلی پدربزرگ شوهری رو دوست دارم.. از اون آدمای نازنین روزگار...برای سلامتی اش دعا کنید..
۱۲. دلم برای این خونه تنگ شده بود...دلم برای نوشتن لک زده بود..