تبليغاتX
اینجا ایران من زن! - وندر این دشت بزرگ غم و شادی به هم است!

اینجا ایران من زن!

روزمره‌ها..

این شعر رو توی کلاس حافظ شناسی یاد گرفتم.. استادمون علیرغم اینکه به ما حافظ درس می داد! خود عشق به سعدی در سینه داشت! و معتقد بود از لحاظ عرفانی سعدی از حافظ نیز در مرحله بالاتری قرار دارد.. این بیت شعر از سعدی را نیز بسیار دوست داشت که من هم این بیت رو خیلی دوست دارم:

فردا به داغ دوزخ ناپخته ای بسوزد

                                               که امروز آتش عشق از او نبرده خامی

 

.. پدربزرگ شوهری مریض تر شده... خدایا خودش کمکش کن که زودتر خوب شه...نمی دونم چرا میون این همه گرفتاری های شیرین خدا این تلخی ها رم می ذاره..چرا هیچ وقت هیچ چیزی نباید صد در صد کامل باشه؟ هنوز شادی رسیدن از راه شوهری رو کامل حس نکرده بودم که فهمیدم حال پدربزرگش نامساعده... راستی چه فلسفه ای پشت این جریانه؟؟ فقط برای من این طوریه یا توی زندگی شما ها هم هیچ وقت هیچ چیزی کامل کامل نیست؟؟

هنوز هم احساسات من براي رفتن سر يه خونه مستقل متناقضه... ياد فيلم "به همين سادگي" مي‌افتم...چه قدر اين قيلم زيبا بود..درست به زيبايي كتاب "چراغ ها را من خاموش مي‌كنم".. شايد هم اين فيلم برداشت زيركانه اي از اين كتاب بوده... هرچند كه اين كتاب! كتاب زندگي بسياري از زنهاست...راستي توي اين روزمرگي ها مجالي براي خود خود خود آدم هم هست؟؟ فرصتي براي عاشق موندن چي؟؟ ميون اون همه كار با داشتن ۱ يا ۲ بچه و كار خارج از خانه جاي خود آدم كجاست؟؟؟ دلم براي خودم تنگ مي‌شه...اما فكر مي‌كنم اين يه روي سكه زندگيه...هنوز هم با به خاطر آوردن عطر چاي كه مامان موقع اومدن بابا از سر كار دم مي‌كرد آروم مي‌شم...اون رژ لب قزمز رو كه مي‌زد و اون دامناي قشنگ رو مي‌پوشيد مي‌فهميديم بابا داره مياد.. بابا از سر كار نرسيده با يه ليوان چاي داغ و با يه زن با رژ قرمز ازش استقبال مي‌شد...و مامان خوشبخت بود...اما استعدادهاي مامان چي؟؟ مجالي موند براي شكوفايي اون همه استعداد؟؟ واقعا نه... با داشتن ۲ بچه پشت سر هم و يه زندگي پر مشغله هرگز نتونست... نه اين كه نخواست واقعا نتونست.. اما مامان ميگه توي چيزاي سخت دنبال خوشبختي نگرد...مي‌گه خوشبختي سادس.. و مي‌گه هرچيزي كه ساده باشه لزوما آسون نيست.. مي‌گه گاهي شاد بودن و شاد كردن از اتم شكافتن هم سخت تره..

شما چي مي‌گين؟؟؟ مي‌شه زن باشي و خودت باشي؟؟ توي زندگي مجالي براي خود دروني آدم هم هست؟؟؟ هميشه بايد يه قسمتي رو باخت؟

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 10:38  توسط ایرن  |